|
پایگاه اطلاع رسانی کانون شیخ عامر فرهنگی @ هنری @ ورزشی
|
با سلام و صلوات بر محمد آل محمد به اطلاع تمامی عزیزان می رساند از این به بعد بنده بعنی مهرداد اندایشگر در خدمت عزیزان به عنوان مدیر کانون هستم و وبلاگ کانون نیز خودم بروز می کنم «خوشحال می شوم باهمه دوستان بلاخص عزیزانی که تابحال در این وبسایت لینک بوده اند و آمد و رفت داشته اند ارتباط این کانون را با آنها ادامه دهم » [ جمعه 1390/03/13 ] [ 12:37 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
نهمین دوره مسابقات فوتبال یادواره شهید محمد هاشم پور ،جام زنده یاد حاج عباس عبدالله پور نوروز 1391 به مناسبت شهادت دلیر پاسدار اسلام و انقلاب شهید محمد هاشم پور هر ساله در تعطیلات نوروز یک دوره مسابقه فوتبال در سطح منطقه تحت عنوان یادواره آن شهید بزرگوار در روستای شیخ عامر برگزار می گردد. برای دیدن ادامه عکس ها و خلاصه بازیها به ادامه مطلب مراجعه فرمایید ادامه مطلب [ یکشنبه 1391/01/20 ] [ 9:46 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
سلام دوستان عزیز قبل از هر چیز باید بگم که بنده (رشیدپور) از مدیریت کانون استعفا دادم و از این به بعد آقای مهرداد اندایشگر در خدمتتون خواهد بود ... اینم آخرین پست منه ... سوالات شرعی و مشاوره های مذهبی تون هم مستقیم به آدر س ایمیلم بفرستید در خدمتم... و اما محرم در یک نگاه
[ سه شنبه 1390/09/22 ] [ 9:39 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
بازم سلام دوستان من
۱۳ آبان برنامه داشتیم ... مثل مسابقه ساخت آدمک استکبار و کاریکاتور و ساخت پرچم استکبار ... بعد هم تجمع دانش آموزی و سرود و مقاله و جوایز و سوزوندن نمادهای استکبار چندتا عکس از این برنامه ها رو گذاشتم ببینید... راستی نظر یادتون نره .... ممنون.
[ شنبه 1390/08/14 ] [ 11:22 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
سلام دوستان خوب كانون ببخشيد كه دير به دير ميام ، راستش با اينترنت كندي كه منطقه ما داره بروز شدن واقعاً سخته ، مخصوصاً براي ما كه مي خوايم عكس از فعاليتاي كانونمون رو بذاريم... در هفته دفاع برنامه داشتيم البته با همكاري بسيج روستا ، يه كليپ كه مصاحبه شده بود با رزمندگان روستامون رو پخش كرديم كه خيلي جالب و ديدني بود، سخنراني و مداحي و... هم بود. به هر جهت اين چند تا عكس رو داشته باشيد تا بعد... التماس دعا
[ سه شنبه 1390/07/26 ] [ 8:36 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
حاجی جان سلام هرچه بیشتر می گذرد نبودت را بیشتر احساس می کنیم ، باورمان نمی شود که دیگر بین ما نیستی، باورمان نمی شود کسی که همیشه یار و غمخوارمان بود دیگر بین ما نیست. حاجی جان ، دلمان بدجور برایت تنگ شده ، تنها دل خوشی مان اینست که هر پنج شنبه بیاییم بر سرمزارت فاتحه ای قرائت کنیم ، اما حتی وقتی برایت فاتحه هم می خوانیم باورمان نمی شود تو در آن قبر باشی ، چرا که در لحظه لحظه زندگی مان تو را احساس می کنیم . حاجی جان تو در بین ما هستی و ما تورا کاملاً احساس می کنیم ؛ تو همیشه در قلب و یاد ما خواهی ماند. روحش شاد و یادش گرامی باد " جهت شادی روح آن عزیز صلوات " [ دوشنبه 1390/03/16 ] [ 19:24 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
با سلام خدمت همه دوستان کانون ما در این فرصت دوست دارم محرم را در روستایمان شیخ عامر برایتان تعریف کنم که چه کارهایی در محرم انجام می دهیم. انشاءالله بعد از دهه اول با تصاویری از این فعالیتها در خدمت شما گرامیان خواهیم بود. عزاداری های محرم از همان شب اول در روستای ما شروع می شود . مکان عزاداری ها حسینیه امام حسن مجتبی (ع) روستاست. جوانانی که در شهرهای مختلف به کار و امرار معاش مشغول بوده اند از یک هفته قبل از محرم به روستا باز می گردند . در این یک هفته قبل از محرم جوانان روستا فعالیتهایی چون تمیز کردن حسینیه که خواهران روستا انجام می دهند و سیاه پوش کردن معابر و مساجد و حسینیه را انجام می دهند. یکی دیگر از فعالیتهای این عزیزان به تصویر کشیدن واقعه عاشورا به صورت ماکت در کنار حسینیه است که کار بسیار جالبی است . زنجیر زنی ، سینه زنی و روضه خوانی و سخنرانی از دیگر برنامه های ماه محرم در روستای ما شیخ عامر است . در محرم هر کس گوشه ای از کار را بعهده می گیرد و خیلی ها نذر دارند که در محرم به مجلس ابی عبدالله و عزادارانشان خدمت کنند. مجلس هر روز نهار که توسط یکی از اهالی برگزار می شود یکی دیگر از فعالیتهای مردم این روستا در محرم الحرام می باشد؛ مجلسی که قریب به یکهزار نفر در آن هر روز پذیرایی می شوند. عصر روز عاشورا و همچنین تاسوعا عزاداری در کنار بارگاه شریف امامزاده شیخ عامر و تنها شهید روستا شهید هاشمپور برگزار می گردد که حال و هوای دیگری دارد. خلاصه ماه محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر از ماههای خوبی است که مخصوصاً جوانان روستا از این ماه توشه ها بر میدارند و به خودسازی می پردازند ؛ با اشک چشمشان قلب زنگار گرفته از گناه را پاک می کنند وخود را یک عمر بیمه اباالفضل می کنند. در پایان از همه شما عزیزان التماس دعا دارم. موفق و مؤید و پیروز باشید... [ دوشنبه 1389/09/15 ] [ 8:16 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
سلام دوستان از اونجایی که بعضیتون علاقه مند به ایرانشناسی بودید و دوست داشتید روستای من رو بهتر بشناسی تصمیم گرفتم چند خطی در مورد روستایم بنویسم: شیخ عامر نام روستای من است ، یکی از هزاران روستای ایران زمین ، از استان فارس شهرستان لامرد. اما برای اینکه بهتر بتوانم روستایم را معرفی کنم بگذارید با روستایم راحت باشم . شیخ عامر ، روستای من ! من تنها 28 سال است که تورا می شناسم اما تو هزاران ساله ای ! از قدیمی ها بسیار سؤال کرده ام از شیخ عامر بگویید از خاکم از وطنم! همه تعریف می کنندت . همه می گویند شیخ عامر در میان همه روستاها قدیمی تر است. همه می گویند شیخ عامر برای دیگر روستاها هم پدر است و هم مادر! همه تعریفت می کنند از تو می گویند از مردم خوبت می گویند . می پرسم مردم قدیمی شیخ عامر چطور زندگی می کردند؟ می گویند یادش بخیر اون قدیما ! قدیما همه دور هم بودیم. همه باخبر از هم بودیم . آخه تو یه خونه چند تا خونواده باهم زندگی می کردند. هر کی هر چی داشت با دیگری تقسیم می کرد و خلاصه همه با هم مهربون بودند. یکدفعه دلم گرفت . همه با هم مهربون بودند . گفتم چرا الان این مهربونی کمتر شده؟ گفت: مردم گول خوردند ؟ گفتم گول خوردند؟ گول کی؟ گفت گول یه اجوزه پیر که خودش رو به شکل یه عروس درآورد و به کابین همه دراومد . گفتم : کیو می گی ؟ گفت؟ دنیا رو می گم. دنیا همه رو فریب داد ! گفتم : راست میگی . نمی خواد خیلی دور بری ؟ تا 10،20 سال پیش هم من یادمه این مهربونی رو که میگی اما: اما شیخ عامر روستای من ؛ من تو را دوست دارم ، دوستت دارم به خاطر همان مردمت. دوستت دارم به خاطر آب انبار های سوت و کورت. دوستت دارم به خاطر پارک کوچکت که تازگی ها حصاری به دور آن آمده. دوستت دارم به خاطر زمستانهایت با اون سیل عظیمت که همه بروی پل بزرگ وسط روستا می آمدیم و او را نظاره می کردیم. دوستت دارم به خاط خانه بهداشت کوچکت . دوستت دارم به خاطر کتابخانه کوچکت اما بزرگت. دوستت دارم به خاطر نخلهای سر به فلک کشیده ات که کمتر کسی به داد آنها می رسد . دوستت دارم به خاطر بچه های بسیج و کانونت . دوستت دارم .... دوستت دارم به خاط استواریت . روستای من ! تو را دوباره می سازیم ؛ تورا زنده می کنیم از این خواب غفلت اهلت. روستای عزیزم با تمام وجودم دوستت دارم به خاطر همه ناگفته هایت ، به خاطر همه ظلمی که همه ما به تو کرده ایم ، به خاطر نام قشنگت که نام امامزاده ات است. دوستت دارم...
آری دوستان روستای ما هم متأسفانه مثل خیلی از روستاهای دیگه اون قیافه روستایی خودش رو از دست داده اما هنوز قسمتی از قلعه تاریخی اش، آب انبارهایش ، خانه های خراب شده قدیمی اش در بالای روستا مانده و بعضی از قدیمی هایش. به امید دیدار با شما در روستایم.
به امید دیدارتان در روستایمان. [ شنبه 1389/07/10 ] [ 17:9 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
رمضان اسمى از اسماء الهى مىباشد و نبايستبه تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مىدهيم. رمضان از اسماء الله است
هشام بن سالم نقل روايت مىنمايد و مىگويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم. فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيىء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1) امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمىرود و نمىآيد كه شىء زائل و نابود شدنى مىرود و مىآيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مىباشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايتشده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان» (2) شما به راستى نمىدانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است). واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
رمضان از مصدر «رمض» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژهاى براستى از دقت نظر و لطافتخاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مىباشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان. و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مىگدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است. در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنهتر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمىكند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مىدارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مىگيرد و مىگويد: آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده. پىنوشتها: 1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه 2- بحار، ج 96، ص 377 روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم صفحه 22 سيد حسين موسوى راد لاهيجى [ جمعه 1389/05/29 ] [ 18:10 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
اگر مایلید اطلاعات بیشتری درمورد شخصیت خودتان وخصوصیاتی كه باعث میشوند دیگران شما را بیشتردوست داشته باشند پیدا كنید به تست زیربا كمال صداقت پاسخ دهید.این تست جدیدترین تست روان شناسی دركشورآمریكا است. 1- فرض كنید شما مشخصه صورت كسی هستید,كدام قسمت ازصورت او هستید؟ الف : چین وچروك ب : لكه ج : خال زیبایی د : كك ومك ت :لبخند 2- دوست دارید چه نوع پرنده ای باشید؟ الف : شباهنگ ب : جغد ج : عقاب د : فلامینگو ت : پنگوئن 3- كدام یك ازآلات موسیقی را دوست دارید؟ الف: پیانو ب : ویلون ج : سازدهنی د : گیتار ت : دف 4- كدام یك ازبرنامه های تلویزیونی برای شما جالب تراست؟ الف : اخباروبرنامه های مستند ب : فیلم های درام وزندگی نامه ج : هیجانی وپلیسی د : عشقی وماجرایی ت : كمدی وكارتون 5- كدام یك ازبازی های شهربازی را بیشتردوست دارید؟ الف : هیچ كدام , من ازشهربازی متنفرم ب : قطاریا قایق ج : نمایش واجرای كمدی د : چرخ وفلك ووسایلی كه سریع می چرخند ت :ترن های هوایی سریع السیر 6- آیا شما به اشتباهات خودتان میخندید؟ الف : هرگز ب : به ندرت ج : برخی مواقع د: معمولا ت: همیشه 7- اگردوست شما سربه سرتان گذاشت چه عكس العملی نشان می دهید؟ الف : عصبانی میشوید ب: ناراحت میشوید ج : برایتان جالب است د: تلافی میكنید ت :چندین برابرتلافی میكنید 8- اولین چیزی كه صبح موقع بیدارشدن به فكرتان خطورمیكند چیست؟ الف : كارویا تحصیل ب: مشكلات زندگی ج : صبحانه د : روزی كه درپیش دارید ت : كاری كه تا شب انجام خواهید داد 9- درزندگیتان چه شعاری دارید؟ الف :وقت طلاست ب: سحرخیزباش تا كامروا باشی ج : آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند د : زندگی كن وبه دیگران هم اجازه زندگی كردن بده ت : بی خیال باش , هرچه بادا باد 10- آیا به همه حیوانات علاقه مندید؟ الف : اصلا ب: تعداد كمی ازحیوانات ج : برخی ازحیوانات د: بیشترحیوانات ت : تمام حیوانات 11- شما لبخند میزنید؟ الف : هرگز ب: به ندرت ج : گاهی اوقات د :اغلب ت : آنقدرزیاد كه برخی فكرمی كنند دیوانه هستم 12- نظردیگران راجع به شما اغلب كدام مورد است؟ الف : بی رحم ب : سرد وبی احساس ج :زیبا د : دوست داشتنی ت : خوشگذران 13- شما احساس عشق وقدردانی خود را نشان میدهید؟ الف : هرگز ب : به ندرت ج : گاهی د :اغلب ت : حداكثرتا جایی كه امكان دارد 14- شما اعتقاد دارید كه برای شاداب بودن باید ساعاتی ازروز را منحصرا صرف خودتان كنید؟ الف :اصلا ب: احتمالا نه ج : گاهی د : بله ت : البته ,تا جایی كه امكان دارد به خودتان میرسید 15- آیا زندگی شما بابرنامه ریزی پیش میرود؟ الف : من حتی درتعطیلات هم برنامه ریزی میكنم ب : همیشه برنامه ریزی میكنم ج : بستگی به روزهفته دارد د :درصورت امكان اجازه میدهم كه خودش پیش آید ت:همیشه بدون برنامه ریزی روزها را طی میكنم حال امتیازات كنارگزینه هایی را كه انتخاب كرده اید جمع كنید. گزینه الف1 امتیار, گزینه ب 2امتیاز , گزینه ج 3 امتیاز, گزینه د 4 امتیاز, گزینه ت 5 امتیازدارد سپس امتیازات خودتان ازپانزده سوال تست را مطابق با متن های زیرمقایسه كنید. اگرامتیازشما بین 1تا 20باشد : بدین معنی است كه شما سوسن سفید هستید ..مردم شما را به خاطرپشتكارتان ,ازجان ودل مایه گذاشتنتان وموفقیت هایتان تقدیرمی كنند.اهداف مشخصی دارید وفكرتان بركارتان متمركزاست .احتمالا فرزند اول خانواده هستید .احساستان را به سختی ابرازمی كنید .یكی ازمهمترین نگرانی های شما این است كه چگونه دربرابرافراد مختلف ظاهرشوید.اندیشه هایتان كمی متمایل به بدبینی است .اعتماد به نفس دارید ولی درباطن گاهی به خود اعتماد ندارید.قادرهستید كه هدفی تعیین كنید وبه آن برسید.بعضی مواقع دنیا را با دیدی باریك بین مینگرید .احساس میكنید كه وقت كمی برای رسیدن به آرزوهایتان دارید. مواظب باشید جدی بودنتان شما را ازدنیای اطراف دورنكند .خونسرد باشید واززندگیتان لذت ببرید .كارهایی انجام دهید كه ازآنها لذت می برید .با انجام این دستورات قوه خلاقیت تان شكوفا می شود .سعی كنید كه بیشتربخندید وبا دیگران درتماس باشید. اگرامتیازشما بین 21تا 54 باشد : بدین معنی است شما یك گل رزهستید .كمی تیغ دارید ولی زیبایی های بسیاری دارید .حس شوخ طبعی دارید ولی ازشنیدن جوك لذت میبرید.احتمالا فرزند وسط خانواده هستید مردم دوست دارند دوروبرشما باشند .خونگرم هستید .دوستان صمیمی بسیاری دارید.زندگی را بادید واقع بینانه مینگرید .آگاهید كه زندگی ازخوبی ها وبدی ها تشكیل شده است .قادرید شانس خودتان را با توجه به سرمایه های كه دارید امتحان كنید .سخت كوش هستید وبه اهدافتان پایبندید .دوست دارید خودتان باشید واین مساله به شما اعتماد به نفس میدهد مشكلترین مساله درزندگیتان یكنواخت بودن مسایل است .یكنواختی درهرمساله ای شما را آزارمیدهد وباعث كسل شدن روحیه شما میشود . به شما پیشنهاد میگردد كه افق دیدتان را وسیع تركنید .مسایل جدیدی را تجربه وكشف كنید .آنگاه متعجب خواهید شد كه چه نتایج زیبایی به دست آورده اید ومهمترازهمه اینكه فراموش نكنید كه درهمه چیزدنبال زیبایی بگردید مخصوصا درخودتان . اگرامتیازشما بین 55 تا 75 باشد : بدین معنی است كه شما یك گل آفتابگردان هستید دربستری ازگلهای رز.یك ویژگی بارزدرشما وجود دارد كه باعث گرمادهی به دیگران وجلوه گری شما میشود .ممكن است شما كوچكترین فرزند خانواده ویا تنها فرزند باشید ..دروقت لازم جدی هستید ولی دوستانتان شما را به عنوان یك شخص شوج طبع می شناسند .ازگفتن جوك لذت میبرید .گاهی شیطنت میكنید .مایلید كه با افراد جدید وجالبی درزندگیتان آشنا شوید .با افرادی كه هیچ وقت نمیخندند راحت نیستید ..دید مثبتی به زندگی دارید ..درهمه چیزبه دنبال خوبیها هستید .بیدی نیستید كه با هربادی بلرزید .گرم ,دوست داشتنی ,با وفا واجتماعی هستید وهركدام ازاین صفات میتواند دلیلی برای خوب بودن شما باشد .انرژی نامحدودی دارید ولی انگیزه تان كم است .برای شما مشكل است كه فقط برروی یك كارمتمركز شوید به شما پیشنهاد میگردد كه اجازه دهید مردم روی جدی شما راهم ببینند همان طوركه چهره شاد شما را می بینند .دراین صورت میخواهند كه همیشه با شما باشند .به احساسات دیگران احترام بگذارید ازاین شاخه به آن شاخه نپرید وكاری راكه دوست دارید انتخاب كنید وتا پایان آن را انجام دهید [ دوشنبه 1389/05/18 ] [ 15:36 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
گفتگویی با مادر شهید محمد هاشمپور
کانون ما :ضمن سلام و تشکر از بابت اینکه وقتتان را به ما دادید خودتان را معرفی کنید؟ مادر شهید: فاطمه عاشوری ، مادر شهید محمد هاشمپور اهل روستای شیخ عامر هستم. کانون ما : محمد چندمین فرزند شماست؟در چه سنی ازدواج کرد؟ از تنها یادگارش بگویید؟ مادر شهید : محمدم دومین فرزند من و اولین پسرم هست. درسن 20 سالگی ازدواج کرد ، قاسم تنها یادگار محمد یک سال و نیم داشت که پدرش شهید شد و اکنون 24 سال دارد و در رشته اقتصاد بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی تهران برای فوق لیسانس می خواند. کانون ما : شهید چند سال داشتند که به شهادت رسیدند؟ محل شهادت یا عملیاتی که در آن به شهادت رسیدند را به خاطر دارید؟ مادر شهید : محمد 22سال بیشتر نداشت در عملیات کربلای 5 در شلمچه به شهادت رسید. کانون ما : از شهید بگویید ؛ به چه خصوصیات اخلاقی مشهور بودند؟ مادر شهید : محمد انسانی خوشرو و البته کارکن بود ، هیچ وقت بیکار نمی نشست، 5کلاس بیشتر درس نخوانده بود اما کتاب زیاد مطالعه می کرد ، و حتی هر وقت از جبهه می آمد برای خواهرانش کتاب هدیه می آورد. او انسانی صبور وبا ایمان بود ،به من می گفت مادر به اینزنان و دختران محل بگو اینقدر غیبت نکنند که آخرت باید جواب بدهند و همیشه این شعر را با خودش زمرمه می کرد که: برادر دین پیغمبر وفا کن نماز و روزه و ذکر خدا کن اگر خواهی که جنت را ببینی به ناموسای مردم کم نگاه کن کانون ما : از آخرین بار که با او خداحافظی کردید بگویید؟ مادر شهید: محمد در عملیات کربلای 4 شرکت کرد و بعد برای مرخصی به محل آمد ، 9روز مرخصی داشت ، از این طرف و آن طرف خبر می آوردند در جبهه به رزمنده ها خیلی سخت می گذرد حتی چیزی برای خوردن ندارند و به همین خاطر من مانع می شدم که محمد یکبار دیگر به جبهه برگردد ، وقتی حرفهای مردم را در مورد خورد وخوراکشان در جبهه می گفتم می گفت: مادر من مردم شوخی می کنند ، اونجا همه چیز هست ، مردم همه چیز برای رزمنده ها می فرستند راضی باش که من یکبار دیگر برگردم، شب روزی که می خواست به جبهه برگردد خیلی هوا خراب بود و باران شدیدی می آمد به من مادر می گفت مادر جان دعا کن هوا خوب بشه من فردا صبح حتماً باید به جبهه برگردم و من وقتی ذوق و شوق پسرم را برای برگشتن به جبهه دیدم دعا کردم ؛ فردا صبح همراه با دکتر عامری نیا که اون موقع شیخ باقر صداش می کردیم روانه جبهه شد ؛ بعد ها شیخ باقر تعریف می کرد من در چهره محمد نگرانی دیدم پس از احوالش جویا شدم ؛ که محمد به من گفت من نگران مادرم هستم ولی این را بدان که من در این سفر شهید می شوم . کانون ما : از لحظه شنیدن خبر شهادت محمد بگویید؟ مادر شهید : شب قبل از شهادتش خوابی دیده بودم که با دیدن آن خواب فکر می کردم که محمد سالم است آخه اون روزها و شبها خواب نداشتم و خیلی نگران بودم ؛ اون شب ساعت 3بعد از نصف شب به خواب رفتم و در خواب با سه انسان نورانی که یکی قدری مسن تر و دوتای دیگر دو جوان بودند که تنها چند تار مو در صورتشان روییده بود همراه شدم که البته با صدای اذان صبح از خواب بیدار شدم؛ آقای قیصر قائدی دهنویی خبر شهادت محمد را به من داد . 9روز بعد از عملیات کربلای 4 در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید و به آرزوی دیرینه اش که کربلایی شدن بود رسید. کانون ما: تا بحال به محل شهادت محمد رفته اید ؟ شلمچه را می گویم؟چه احساسی داشتید؟ مادر شهید: فقط یکبار از طرف بنیاد شهید مارا بردند ؛ که آن هم در راه برگشتن از کربلا بود ، به دنبال کسی می گشتم که برایم از محمد بگوید ، از لحظه آخر ؛ اما کسی را نیافتم.بله شلمچه بوی محمد می داد و بوی هزاران لاله پرپر شده دیگر. کانون ما : آیا اطلاع دارید چه کسانی همرزم شهید بودند؟ مادر شهید : بله کسانی چون شهید منصور علی پور ، سلیمان آشیره، دکتر عامری نیا، فتحعلی عبدالله پور ، رمضان عبدالله پور و ... که من حضور ذهن ندارم. کانون ما : توقع شما به عنوان مادر تنها شهید شیخ عامر از جوانان شیخ عامری چیست؟ مادر شهید : من واقعاً از جوانان شیخ عامری ممنونم که بعد از شهادت محمد ما را تنها نگذاشتند اما انتظار دارم کاری کنند که خون محمد من به هدر نرود ، راه شهدا رو ادامه بدهند و از گناه پرهیز کنند ، و پیرور رهبری و ولایت باشند که این مطمئناً خواسته شهید هم هست. کانون ما : از مسئولین چه توقعی دارید؟ مادر شهید : فقط از احوال خانواده های شهید جویا شوند که فکر نکنم توقع زیادی باشد وگر نه ما مادران شهید با خدا معامله کرده ایم و توقعی از هیچ کس نداریم ، ولی همه وظیفه داریم از خون شهدا پاسداری کنیم. کانون ما: ضمن تشکردوباره از شما مادر شهید محمد هاشمپور که وققتان را به دادید سخن آخرتان را می شنویم؟ مادر شهید: "فقط شهید ، شهید ، شهید ؛ " موفق باشید و خداوند به شما هم جزای خیر بدهد. { لازم بذکراست این گفتگو در گاهنامه "کانون ما" ۱۲اردیبهشت نیز چاپ شده است} [ شنبه 1389/02/11 ] [ 9:11 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
رو به پایان می رود هشتاد وهشت
[ شنبه 1388/12/29 ] [ 14:50 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
دهه فجر ، سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست كه گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین كننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی، در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس میكردند كه فاتحینی هستند كه بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع كردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام، مردم و استعمارگران به كار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است كه خورشید اسلام در او درخشید و این دهه باید با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. این مراسم را با هیجانهای عاطفی صحیح باید با طراوت و تازه كرد. در مذهب ما، احساسات، گریه و شادی، حب و بغض و عشق و نفرت جایگاه والایی دارد. از این رو جشنهای دهه فجر می بایستی همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود و مردمی باشد. باید كلیه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ی فراموش نشدنی حضرت امام و پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. صداوسیما باید فیلمها و سریالهای تلویزیونی و برنامه هایی بمناسبت دهه فجر تهیه كند كه یادآور خاطره های خوش انقلاب باشد و حضور همه جانبه ی مردم و حل شدن آنان را در دوران انقلاب نشان دهد. [ پنجشنبه 1388/11/08 ] [ 8:23 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
سلام بر شما دوستان خوبم امیدوارم همتون خوب باشید واین چند روز عید رو با خوبی وخوشی گذرونده باشید. جونم براتون بگه که یکی از کارای جالبی که در روستای ما این چند روز گذشته انجام شد تشکیل ستاد از بسیج تا غدیر بود که این ستاد شامل مسئولین کانون فرهنگی وهنری باقرالعلوم(ع)، کتابخانه عمومی باقرالعلوم(ع) ، پایگاه مقاومت امام صادق(ع) ، گروه مقاومت نرجس خاتون(بسیج خواهران روستا) ودهیاری محترم روستا بود.یه سری برنامه ها رو تصمیم بر انجامشون گرفتیم وهر نهاد رو موظف کردیم چند تا از اون برنامه ها رو انجام بده؛ بعضی از اون برنامه ها شامل : مراسم دعای کمیل در جوار آرامگاه شهید روستامون شهید هاشمپور ، مراسم دعای ندبه در مسجد ،مراسم دعای عرفه در جوار امام زاده عامربن عبدالله که اسم روستامون هم برگرفته از نام ایشون می باشد، کوهنوردی خانوادگی ، پیاده روی خانوادگی ، مسابقه دو مخصوص خواهران، مسابقات نقاشی،روزنامه دیواری ، مقاله نویسی ، مسابقه ساخت صنایع دستی و پرچم دوزی ؛ لازم هست ذکر کنم که کار این ستاد ازآغاز هفته بسیج آغاز وبا جشن بزرگ ولایت پایان پذیرفت ؛ حالا ازتون دعوت می کنم از چند تا عکس که از بعضی برنامه گرفته شده در قسمت ادامه مطلب دیدن کنید ؛ تا فرصتی دیگه خدا نگهدار همگی. ادامه مطلب [ دوشنبه 1388/09/16 ] [ 16:57 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
در طی بیست سال گذشته، بشر خود را مشغول یافتن راه های جدید برای برقراری ارتباط با دیگران کرده است. تلفن های همراه ، کامپیوترهای شخصی، پیامک، پست الکترونیکی و اینترنت سبب شده است تا بیست و پنج در صد جمعیت بشر در ارتباط سریع با یکدیگر باشند. در این دوره زمانی ، نظام عصبی گونه بشر، به نحوی با نمادهای الکترونیکی درگیر شده است و به نحوی این ارتباط الکترونیکی جایگزین گفتار کلامی شده است . بر اساس بررسی وزارت آموزش و پرورش ایالات متحده ، سواد انگلیسی در بین فارغ التحصیلان دانشگاهی ، در ده سال گذشته کاهش چشم گیری یافته است. تنها سی و یک درصد فارغ التحصیلان دانشگاهی در این کشور به زبان انگلیسی تسلط کافی دارند واین در حالی است که این رقم ، یک دهه پیش، چهل درصد بوده است. گرور وایت هرست مدیر مؤسسه DOC که مسئول بررسی میزان سواد بزرگسالان در ایالات متحده است ، در این خصوص اعلام کرده است که کاهش سواد در جامعه آمریکا، نتیجه افزایش تماشای تلویزیون و استفاده از اینترنت است. اما نکته دردآورتر آنکه، هر چه ما در چنین فضایی بیشتر وارد می شویم ، خود را تنهاتر می یابیم. بر پایه مطالعه "بنیاد کایزر" ، کودکان آمریکایی در حال حاضر روزانه شش و نیم ساعت به تماشای تلویزیون ، اینترنت وبازیهای ویدئویی ودیگر رسانه های الکترونیکی مشغولند. اما مسأله دردناکتر از این ، آن است که بر پایه مطالعات موجود، اکثر کودکان، این زماه را در تنهایی سپری می کنند.به عنوان نمونه، کودکاه هفت تا یازده سال ، زمان تماشای تلویزیون را تنها سپری می کنند واین رقم در مورد کودکان دو تا هفت سال ، بیش از هشتادو یک درصد است . آیا براستی نسل های بعدی نیز برای همیشه تنها می مانند؟ پاسخ خوش بین های عرصه تکنولوژی به این سؤال منفی است. مهندسین این حوزه هم اکنون در پی خلق فضایی تکنولوژیکی هستند که بشر ارتباطی عاطفی با این ابزار برقرار کندو به کمک آنها بتواند با دیگران نیز روابط عاطفی داشته باشد. در این گذر است که این ابزار به رفقا و همنشین های با احساس ما تبدیل می شوند. دوربین ها قادر خواهند بود تا جزیی ترین تغییرات در چهره افراد را تشخیص دهند ودر کمترین زمان ممکن ، حالت عاطفی فرد را نشان دهند . هم اکنون محققین مؤسسه تکنولوژی ماساچوست، کامپیوترهایی کار آمد طراحی کرده اند که بر پایه تغییرات ضربان قلب ، تنفس، دما، ضربات وفعالیت ماهیچه ها می توانند وضعیت عاطفی فرد را کاملاً تشخیص دهند. روسالیند پیکارد محقق ارشد در آزمایشگاه رسانه ای MITخبر از طراحی و ساخت روبات هوشمند به نام "لورا" داده است که نقش یک مشاور ورزش را ایفا می کند و سطح فعالیت بدنی افراد را بالا می برد. لورا می تواند همانند یک مربی ورزش به افراد کمک کند تا آمادگی جسمی وعاطفی خود را حفظ وتقویت کنند . برخی از شاگردان لورا ابراز داشته ان که نتایج تمرین های این روبات ، همانند یک مربی واقعی است، به نحوی که ما آن را لمس واحساس می کنیم ، دوستش داریم، به هم اعتماد داریم ، با یکدیگر صحبت می کنیم و ... بی رو در بایستی باید بگویم که نمی دانم باید به این رویدادهای تکنولوژیکی بخندیم ویا در رعب آن فرو رویم. اما شکی نیست که بسیاری از جوانان ، هم اکنون در پی تجربه محیط های مجازی و جایگزین کردن آن با محیط های واقعی اند. با ظهور چنین تکنولوژی هایی است که تراشه های کامپیوتری ، دوستان وهمراهان ما خواهند شد.
منبع: www.commondreams.org
[ پنجشنبه 1388/07/09 ] [ 9:44 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
سلام دوستان / سلامی چوبوی خوش آشنایی برآن مردم دیده روشنایی خیلی زود ماه مبارک شعبان هم گذشت و به ماه نزول قران یعنی ماه پر خیر وبرکت رمضان رسیدیم ؛ "فرارسیدن ماه مبارک رمضان رو به همتون تبریک میگم" اما این دفعه اومدم که چند تا عکس از جشن بزرگ انتظار که در روستامون توسط همین کانون در نیمه شعبان برگزارشد رو بهتون نشون بدم وچند تا عکس دیگه از برنامه های تابستونی واوقات فراغت پچه های روستامون که توسط همین کانون برگزار شده رو بهتون نشون بدم / راستی من تا بعد ماه مبارک رمضان نمی تونم بیام .راستی از همین الان التماس دعا دارم ؛ مخصوصاً شبهای احیا ما رو از یاد نبرید/. . یاحق
جشن بزرگ انتظار
لطفاً برای دیدن ادامه تصاویر به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید. ادامه مطلب [ شنبه 1388/05/31 ] [ 10:18 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
گفتم شبي به مهدي بردي دلم ز دستم ٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭ بخوان دعاي فرج را دعا اثر دارد ٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭ زمین دلتنگ و مهدی بیقرار است ٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭ آدرس اشعار:http://www.ahadnaghipoor1357.blogfa.com/post-16.aspx [ پنجشنبه 1388/05/01 ] [ 10:0 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
چیزی از رحلت جانسوز پیامبر نمیگذشت ،هرکس حرفی می زد ،هرکس نظری می داد ؛اما حرف یا نظر هر کسی مهم نبود ؛گروهی ناراضی از جریان غدیرخم ،گروهی دارای دلی پراز کینه از جریانات صدراسلام ،گروهی فریب خورده،گروهی سوءاستفاده چی؛هرکس به نحوی ،هرکس چیزی می گفت، پیامبر خود را دفن نکرده ، خود نشستند ،خود گفتند،خود بریدند وخود دوختند وبلند شدند،نتیجه: این شخص از همه ما برتر است او باید خلیفه مسلمین باشد ،او از همه بهتر است ،همه باید با او بیعت کنند،هر کس بیعت نکرد کشته خواهد شد ،همه از ترس آمدند بیعت کردند ،گروهی هم که بیعت نمی کردند را به زور شمشیر وادار کردند ،خانه اشان را به آتش کشیدند،بعضی را با بچه درون شکم کشتند،،به اهل بیعت رسولشان توهین کردند، کم کم بنیان بدعتها گذاشته شد؛ای وای قرار است چه به سر امت رسول الله بیاید؟آخر رهبر که مشخص شده بود ،پیامبر اورا مشخص کرده بود ،همان پیامبری که براو وحی می شد وجز سخنان وحی چیزی بر زبان نمی آورد؛پس این مردم را چه شده است،چرا به سخنان رسول خدا گوش نمی دهند ؟!چرا بین آنها تفرقه افتاده است؟! اما نه بگذار بگذرد؛بگذار قدری از عمر اسلام بگذرد ؛بگذار اسلام ومسلمین با تجربه شوند؛توسکوت کن!اگر به گوش دشمنان برسد که مسلمانان به جان هم افتاده اند اوضاع ازین که هست بدتر می شود !پس حرف حق را بزن ولی سکوت کن !بگذار مردم خود بدانند و خود بفهمند که حق با کدامین گروه است !چیزی نگذشت؛مردم سه خلیفه عوض کردند،اسلام ومسلمین با تجربه شدند،خودآنها آمده اند به در خانه علی ؛علی فقط تو به درد خلافت می خوری،علی جان از ما روی برنگردان! علی فرمود:25سال چونان کسی که خار در گلویش گیر کرده بود ونمی توانست کاری بکند صبرکردم بروید ،بروید که ارزش حکومت برشما از این کفشی که چندین پینه خورده است کمتر است،بروید ونمانید؛ اما مردم بیدار شده اند ،آنها فقط علی را به عنوان رهبر می خواهند ،آنقدر هجوم بردند والتماس می کردند که حسنین به زیر دست وپا ماندند؛ 25سال پیش به خاطر اصل اسلام سکوت کردم واز حق خود گذشتم ،همین قدر بگویم وبا شما اتمام حجت کنم که اگر طاقت عدالت علی دارید برگردم وگر نه نه!همه قبول کردند.علی به خاطر اسلام برگشت.
اما علی جان چه مظلوم بودی در تمامی دوران عمرت ؛علی جان در خانه دوست بدنیا آمدی ودرخانه او ازدنیا رفتی وچه خوب فرمودی "فزت و رب الکعبه" به خدای کعبه که رستگار شدم... آری علی جان تو رستگار شدی اما ما... یاعلی [ دوشنبه 1388/04/01 ] [ 8:14 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
يكي از مسائلي كه همواره در انتخابات رياست جمهوري مطرح بوده و از آن به عنوان عاملي جهت هدايت آراي مردم و نخبگان به سبد كانديداي خاصي استفاده ميشود نظر و رأي مثبت مقام معظم رهبري نسبت به يك كانديداي خاص است.اين در حالي است كه رهبري معظم انقلاب تاكنون حداقل دو بار به صورت علني بر مخفي بودن رأي خويش تأكيد كردهاند. ايشان در سخنراني خود در مشهد مقدس و در ابتداي سال جديد فرمودند: «درباره موضع رهبري در مورد انتخابات، گمانهزني و شايعه و اينها همیشه بوده و خواهد بود... بنده يك رأي دارم، آن را در صندوق مياندازم. به يك نفري رأي خواهم داد، به هيچ كس ديگر هم نخواهم گفت...» همچنين در سخنان اخير خود در مرقد حضرت امام خميني فرمودند: «بنده در اين انتخابات يك رأي بيشتر ندارم، آن رأي را هم به نظرم ميرسد كه كسي به طور مشخص نميداند.» تاكيد ايشان بر اين مسأله از يك پشتوانهاي نظري و يك منطق مديريتي برخوردار است. كه به آنها اشاره خواهيم كرد: پشتوانه نظري در نگاه فقهي ايشان رأي و نظر مردم يكي از پايههاي مشروعيت حكومت اسلامي است و بر اين اساس است كه در سخنان خود در مشهد ميفرمايند: «به هيچ كس ديگر هم نخواهم گفت كه به كي رأي بدهيد، به كي رأي ندهيد؛ اين تشخيص خود مردم است.» و يا در سخنانشان در مرقد مطهر امام تاكيد كردند كه: «من به كسي نميگويم، نگفتهام و نخواهم گفت به چه كسي رأي بدهيد، به چه كسي رأي ندهيد؛ رأي من مربوط به خود من است. اين مال ملت است.» اين تأكيدات چنانچه گفته شد بر اساس جايگاه فقهي رأي مردم در حكومت اسلامي از منظر ايشان است. منطق مديريتي نكته ديگري كه به عنوان پشتوانه تأكيد بر مخفي بودن رأي و نظر رهبري مطرح است، جايگاه و منطق مديريتي و رهبري جامعه است. به عبارتي در صورت اعلام نظر رهبري در حمايت از يك كانديداي خاص، ميدان انتخابات پيش از آنكه جايگاهي براي رقابت نامزدهاي مختلف باشد به ميداني براي تأييد يا رد مواضع رهبري تبديل خواهد شد و اين مسألهايست كه هيچ نظام مديريتي و حكومتي بدان تن نخواهد داد. مسأله زماني حساستر خواهد شد كه كانديدايي كه نظر رهبري موافق با وي تبليغ ميشود موفق به كسب آراي لازم نشود در اين فرض تعامل رهبري با رييس جمهور منتخب لااقل در افكار عمومي دستخوش چالشهاي متعددي خواهد شد و دشمنان نظام را به طمع خواهد انداخت. چند تذكر 1. حضرت امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري (دامت بركاته) همواره حمايتهاي خويش را از دولتهاي مختلف دريغ نداشتهاند. اين حمايتها به تناسب شرايط زماني و مكاني، عملكرد دولتهاي مختلف و مهمتر از همه نوع رفتار مخالفان دولتها با خدمات آنان در يك سطح نبوده است لكن معمولاً پس از اتمام چهار سال اول رياست جمهوري و آغاز انتخابات دوره بعد از جانب هواداران رؤساي جمهور كوشيده شده است تا با برجسته كردن اين حمايتها به مردم چنين القا شود كه نظر رهبري بر تداوم رياست جمهوري آنهاست. مقام معظم رهبري اما با توجه هوشمندانه به اين مسأله همواره از اصل مخفي نگه داشتن رأي و نظر خويش دفاع كردهاند. به عنوان نمونه ايشان در سخنان خود در مشهد مقدس ميفرمايند: «بنده گاهي از دولت حمايت ميكنم، دفاع ميكنم؛ بعضي سعي ميكنند براي اين كار معناي نادرستي جعل و ابداع كنند. نه، من از دولتها هميشه دفاع ميكنم؛ منتها اگر دولتي بيشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس كردم حملات غير منصفانهاي ميشود، بيشتر دفاع ميكنم. من طرفدار اِعمال انصافم؛ من ميگويم بايد منصف باشيم. رفتارها را نگاه كنيم؛ اين ربطي به انتخابات ندارد، بحث انصاف و بيانصافي است. حمايت كردن از خدمتگزاران در كشور، وظيفهاي است كه هم من دارم، هم همه دارند؛ اين مربوط به اعلام موضع انتخاباتي نيست.» 2. با توجه به نكات بيان شده در پشتوانه نظري و مديريتي اين موضوع و پيامدهاي بيتوجهي به اين پشتوانهها؛ به نظر ميرسد هيچ يك از كانديداها و يا حاميان آنها با هيچ منطق و استدلالي (ولو خيرخواهانه) نميبايست تأكيدات صريح و مكرر ايشان بر عدم اطلاع ديگران از رأي رهبري را ناديده گرفته و با اين استدلال به دفاع از نامزدي خاص و نفي ساير نامزدها بپردازند. 3. طبيعي است كه اعلام رهبري بر مخفي نگه داشتن رأي خويش لااقل به اين معنا خواهد بود كه بيش از يك گزينه براي رأي احتمالي ايشان وجود دارد. 4. آنچه گفته شد البته منافاتي با ارائه ملاكها و معيارهايي براي تشخيص كانديداي اصلح از جانب رهبري ندارد، لكن در همين مورد نيز حاميان نامزدها ميبايست پس از اطمينان از تطبيق ملاكهاي مورد نظر رهبري با ويژگيهاي كانديداي مورد نظر خود از انتساب سليقه خويش به «رأي رهبري» و تخطئه و نفي سليقه حاميان ساير كانديداها، خودداري كرده و پيروي عملي خويش از ولايت فقيه را به نمايش بگذارند. بر همين مبنا بود كه مقام معظم رهبري به حاميان كانديداها سفارش كردند: «عزيزان من! نامزدهاي مختلف هر كدام طرفداراني دارند، علاقهمنداني دارند. علاقهمندان اين نامزد نميتوانند اعتراض كنند به علاقهمندان آن نامزد كه شما چرا به او علاقهمندي، به نامزد مورد علاقه من علاقهاي نداري. كه، اين جزو افتخارات كشور ماست. افراد گوناگون ميآيند؛ با منشهاي مختلف، با سلائق مختلف، با شيوههاي گوناگون كار، در مقابل مردم قرار ميگيرند. يك عده اين را ميپسندند، يك عده آن را ميپسندند، يك عده آن را ميپسندند. اين افتخار است؛ اين خوب است. هر كدام از نامزدهاي محترم هم طرفداراني دارند. بعضيها از اين طرفداران متعصب هم هستند، خيلي علاقهمند سرسختند به آن نامزد خودشان. خيلي خوب، باشند، حرفي نيست؛ اما مواظب باشيد، مراقب باشيد كه اين علاقهمنديها به اصطكاك نينجامد؛ به اغتشاش نينجامد. شما داريد براي عقيده خودتان، براي ايمان خودتان تلاش ميكنيد؛ نگذاريد دشمنِ اين ايمان، دشمنِ اين آرمان از شما سوء استفاده كند.» [ دوشنبه 1388/03/18 ] [ 9:11 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
سلام به همه دوستان گرامی وعزیز من عباس رشیدپور روحانی طرح هجرت متولد 1361روستای شیخ عامر،ازتوابع بخش مرکزی شهرستان لامرد استان فارس طرح هجرت چیست؟ طرح هجرت ،طرحیست که حوزه مقدسه علمیه قم بنا نهاد؛دراین طرح روحانیون در دونوع هجرت بلند مدت وکوتاه مدت به نقاط مختلف ایران اسلامی فرستاده می شوند تا امر تبلیغ آن نقطه را بعهده بگیرند واسلام را بهتر وبیشتر به مردم بشناسانند ودر مقام عمل اول با نفس خود جهاداکبر بکنند بعد مردم به سفارشات دین اسلام، رهبری و راهنمایی کنند؛این طرح در شهرها وروستاههای زیادی اجراشده یا درحال اجرا میباشد،که البته زیرنظرمعاونت تبلیغ حوزه علمیه قم می باشد. و اما من شانزدهم شهریور ماه 1385وارد این طرح شدم،ازقم مقدسه هجرت کرده واز آنجا که دیدم مردم روستای خودم نیاز مبرم به شناخت بیشتر دین مبین اسلام دارندبا موافقت معاونت تبلیغ حوزه علمیه قم بعد از قریب هشت سال به وطن ومحل تولد خودم بازگشتم،در شروع کارآنطور که باید وشاید استقبال چندانی از این طرح نشد چراکه مردم روستا شناخت چندانی از این طرح نداشتند والبته وقتی باآنها نشست وبرخواست داشتم فهمیدم که اشتباه نکرده ام وای کاش زودتر برمی گشتم چرا که مردم بشدت به یک روحانی برای انجام کارهای فرهنگی روستا احتیاج داشتند ،کم کم مردم اشتیاقشان بیشتر شد وسیل مردم خداجو بالاخص جوانان زیادی به مساجد سرازیر شدند. من به کمک بعضی از عزیزان در بدو ورود وآن روزهای اول چهار قطب فرهنگی روستا که مسجد،کتابخانه،کانون فرهنگی هنری وپایگاه مقاومت امام صادق(ع) روستا را که خیلی وقت بود درحالت تعلیق بود را فعال کردیم؛به کمک دوستان کتابخانه را در نهاد کتابخانه های عمومی کشور ثبت کردیم،کانون را در دبیرخانه کانونهای فرهنگی هنری مساجد فارس ثبت کردیم که البته این دو کار به همین راحتی هم نبود چرا که نزدیک به دو سال بطول انجامید. کتابخانه اون اوائل با نزدیک به هزار جلدکتابی که داشت والبته خبلی از آنها قابل استفاده نبود رونق دادیم واز مردم ثبت نام کردیم که اوائل تعداد کمی از کتابخانه روستا استقبال می کردند اما اکنون که بیش از دوهزارو پانصد جلد از انواع موضوعات وهمه قابل استفاده در کتابخانه موجود میباشد وسالن مطالعه کتابخانه نیز فعال میباشد در حالی که نهاد فقط به ما کتاب داده ونه هیچ تجهیزات دیگری، حضور کودکان،نوجوانان وجوانان زیادی رادر کتابخانه شاهد هستیم که قریب به صدوپنجاه نفر از این عزیزان عضوفعال این کتابخانه هستند؛کانون نیز در این چند سال به فعالیت های فرهنگی ، هنری وورزشی فعال کردیم که گوشه هایی از فعالیتهای این کانون در همین وبلاگ در پستهای قبلی می توانید مطالعه ومشاهده کنید ضمن اینکه بسیج روستا نیز در کنار کانون وکتابخانه ومسجد کارهای فرهنگی ،هنری وورزشی زیادی انجام داده است که بنده نیز توفیق داشته ام عقیدتی این پایگاه را بعهده داشته ودر قالب بسیج به مردم شریف شیخ عامر وحومه خدمت کنم. اظهار شرمندگی من به شدت شرمنده اهالی این روستا هستم که نتوانسته ام خدمت آنچنانه ای به آنها بکنم مخصوصا از جوانان روستا خواهش می کنم عذر تقصیر بنده را بپذیرند. گله ای هر چند خودمانی تنها گله ای که دارم از بزرگترهای این جامعه روستایی است که متاسفانه چه پدر و مادرها وچه مسئولین روستا به اوقات فراغت جوانان روستا اهمیتی نمی دهند که این مساله بشدت مرا رنج می دهد. طلب یاری من از اهالی روستا بالاخص مسئولین روستا خواهشمندم که بیشتر به فکر اوقات فراغت جوانان روستا باشند واینرا از این بنده حقیر خداوند داشته باشند که شکم با یک کله خرما سیر می شود اما اگر ما فکری برای اوقات فراغت مردممان بالاخص جوانان نکنیم همینطور که شاهد وناظرید عده زیادی از جوانان به مواد مخدر وهمچنین شرب خمر روی آورده اند که نشان دهنده مریض بودن این جامعه است واگر هرچه زودتر چاره ای نیاندیشیم جوانان وحتی جامعه اسلامی خود را از دست می دهیم. قدردانی من درپایان از تمامی عزیزان که مرا دراین مدت یاری فرمودند کمال تشکر وقدردانی رادارم والبته نام کسی را نمیبرم چرا که شاید بعضی راضی نباشند وشاید نام بعضی از عزیزان از قلم بیفتد وموجب سوءظن گردد. التماس دعا روحانی طرح هجرت روستا عباس رشیدپور [ پنجشنبه 1388/02/03 ] [ 19:10 ] [ بچه های کانون ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |